سوال 56

اگر عثمان آن چنان بود که باید به گفته عایشه او را می کشتند، پس چرا وقتی

که او را کشتند همین عایشه قتل عثمان را بهانه قرار داد و علی علیه السلام

را قاتل عثمان معرفی کرد و به عنوان خونخواهی عثمان جنگ جمل را به راه

انداخت ؟1


1- تاریخ طبری - ج 5 - ص 172

تاریخ ابن اثیر-  ج 3 - ص 80

طبقات ابن سعد - ج 4- ص 88

کنزالعمال - ج 3 - ص 16

عثمان از دیدگاه عایشه

عایشه عثمان را تشبیه به نغثل یهودی می کرد و می گفت :

(( اقتلوا نعثلا فقد کفر ))1. (( بکشید این عثمان شبیه به نعثل را که کافر

شده، بکشید او را که خدا او را بکشد))


1- تارخ طبری - ج4- ص 477، تاریخ ابن اثیر - ج 3- ص 77 و 486، نهایه ابن اثیر - ج4 - ص 156


سوال 55

اگر نبوت و خلافت در یک خانواده جمع نمی شود، پس چرا در مجلس شورای ،

عمر علی علیه السلام را نامزد خلافت نمود؟ آیا نبوت با خلافت بلافصل جمع

نمی گردد ولی با خلافت مع الفصل جمع می گردد؟

نبوت و خلافت در یک خانواده جمع نمی شود.


از جمله احادیثی که از جناب عمر به نقل از  پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده

، روایت زیر است :


((ان النبوه و الامامه لا یجتمعان فی بیت )).1


(( بدرستی که نبوت و امامت در یک خانواده جمع نمی شود))


1- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - ج1- ص 189


سوال 53

اگر در واقع مساله شورا رافع مشکل برای مسئله رهبری می باشد و اگر خلیفه

ای به غیر از این طریق روی کار بیاید ، خلافتش نامشروع است، پس چرا بعد از

معاویه به امر او مساله خلافت به صورت موروثی در آمد ؟


سوال 51

 هرگاه موضع گیری پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره قیادت و رهبری ،

موضع گیری مثبت از طریق تثبیت سیستم شورا در حکومت بود ، شایسته بود

که طرفین مخاصمه در سقیفه بنی ساعده به این اصل تمسک جویند و یادآورد

شوند که پایه حکومت در اسلام را شور و مشورت تشکیل می دهد، و از این

جهت باید به شور و مشورت بپردازیم ، تا ببینیم چه کسی برای حکومت و رهبری

لایق و شایسته است ، در صورتی که مهاجر و انصار به چنین اصلی تمسک

نجسته اند . این دو گواه و گواههای دیگر ، شهادت میدهند که موضع گیری پیامبر

صلی الله علیه و آله درباره سیستم حکومت هرگز بر اساس سیستم شورا نبوده

است و لذا خلفای بعدی هر کدام خلیفه و جانشین خویش را شخصا تعیین کردند.


اگر آیات شورا در مورد خلافت است، پس چرا در تعیین ابوبکر و عمر به

عنوان خلیفه، این مساله اجرا نشد و چرا درمورد عثمان مساله شورا به

صورت شورای فرمایشی نه حقیقی در آمد؟



سوال 50

اگر این دو آیه مربوط به حکومت و رهبری می باشد، چرا در مجموع مشاوره های

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله موردی پیدا نمی شود که آن حضرت در انتخاب

رئیس برای منطقه ای یا سپاهی از در مشورت وارد شده باشد؟؟ مع الوصف

چگونه  می توان گفت این آیات بیانگر شیوه حکومت در اسلام می باشد؟؟

آیا آیات (( شورا)) مربوط به خلافت و رهبری می باشد یا خیر؟

در اینجا ممکن است گفته شود در کتاب خدا، دو آیه درباره موضوع شورا وارد

 شده است ، آیا فکر نمی کنید که هدف از این دو آیه ، بیان شکل حکومت

 پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می باشد؟

این دو مورد عبارتند از :

 

۱- (( و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین)).۱

 

(( با آنان مشورت نما، هر موقع که تصمیم گرفتی، به خدا توکل کن، خداوند

کسانی را که به او نوکل می نمایند، دوست می دارد.))

 

۲- (( والذین استجابوا لربهم و اقامو الصلوه و امرهم شوری بینهم و مما رزقناهم ینفقون)).۲

 

(( آنان که به ندای پروردگار خود پاسخ گفته اند و نماز را به پا داشته اند و

کارهای آنان بر اساس شور و مشورت در میان آنان است و از آنچه که به

آنان روزی کرده ایم ، انفاق میکنند))

دو گواه روشن:

۱- روشن ترین گواه بر این که این دو آیه مربوط به زعامت و رهبری نیست، این

است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هرگز این دو آیه را در مورد

 تعیین حاکم پیاده نکرد، بلکه مجموع مشورت های پیامبر اکرم صلی الله علیه و

 آله و سلم که تاریخ آنها را ضبط کرده است ، مربوط به امور نظامی جنگی است

که آیا جنگ کنیم یا نکنیم و شورای نظامی بدر مربوط به این قسمت بود. قسمتی

 از آن مربوط به به شیوه جنگ و نبرد است که آیا در مدینه بمانیم و جنگ کنیم

یا در خارج از شهربه نبرد بپردازیم، چنان چه شورای نظامی اُحُد مربوط به این

قسمت بود.۳ در نبرد احزاب ، شورای نظامی برای شیوه دفاع از مدینه تشکیل

گردیده بود.۴ در جنگ طائف به خاطر یاد آوری برخی از افسران ستاد نبرد از

 نقطه ای به نقطه دیگر منتقل شد.۵ 


۱- سوره آل عمران ، آیه ۱۵۹

۲- سوره شوری، آیه ۳۸

۳- سیه النبویه ، این هشام، ج ۱، ص ۵۱۵

۴- همان، ج ۲، ص ۶۳

۵- تاریخ کامل ، ابن اثیر ،ج ۲ ، ص ۱۲

۶- مغازی، واقدی،ج۳، ص ۹۲۵

سوال 49

اگر قیادت و رهبری در اسلام پس از پیامبر صلی الله علیه و آله بر اساس سیستم

شورا بود، چرا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در سخنان خود در مواقع مقتضی به

آن تصریح نکرد و مردم را با خصوصیات و حدود آن آشنا نساخت، تا آنان را به

 واقعیت و ماهیت این نوع از حکومت راهنمایی کند و گروهی را که جز با نظام

قبایلی و عشایری و پدر سالاری، با هیچ نظام دیگری انس و الفت نداشتند،

رهبری نماید؟

سوال 48

 

با توجه به این روایت که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

(( الحق مع علی و علی مع الحق))(۱)؛

 ( حق با علی است و علی با حق است ) چرا عمر در قضیه شورا، علی علیه السلام

 را  معیار حق قرار نداد، بلکه (عبدالرحمن بن عوف)را معیار حق قرار داد و گفت:در هر

طرفی که ((عبدالرحمن بن عوف))باشد حق با آن طرف است؟و سه نفر طرف مقابل باید

گردن زده شوند؟


۱- مستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج۳، ص ۱۲۴- کنزالعمال، متقی هندی، ج ۱۱، ص ۶۴۳- تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج ۱، ص ۸۸- اسدالغابه ، ابن اثیر جرزی، ج ۵، ص ۲۸۷

سوال 47

طبق فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله و اجماع امت، خلیفه بایستی از

قریش باشد، و به همین نکته ابوبکر و عمر در سقیفه اشاره نمودند و انصار را

با همین دلیل مخذول نمودند و گفتند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده

که خلافت و امامت بایددر قریش باشد(۱) و حال آن که علمای بزرگ اهل سنت

مانند ابن عبدالبّر در (( استیعاب))(۲) و ابن اثیر جرزی در ((اسدالغابه))(۳) و

دیگران نوشته اند که (( سالم بن ربیعه)) عجمی و اهل اصطخر فارس بوده

است .پس چرا عمر بن الخطاب که خود گفته است : رسول خدا صلی الله

 علیه و آله فرموده که خلافت و امامت بایستی از قریش باشد ، هنگام مرگ

 آرزوی زنده بودن (( سالم )) و خلیفه شدن او را میکند و میگوید: (( اگر سالم

زنده بود امر به تشکیل شورا نمی دادم(۴)


۱-  اعتراف ابوبکر:صحیح بخاری، ج۴، ص ۱۲۰- کنزالعمال، ج۱۳، ص۲۱۶  اعتراف عمر: صحیح بخاری، ج۸، ص ۲۷

۲- الاستیعاب، ج۲، ص۵۷۶

۳- اسد الغابه ، ابن اثیر، ج ۲ ، ص ۲۴۵

۴- اسد الغابه ، ابن اثیر، ج ۲ ، ص ۲۴۶------تاریخ ابن اثیر، ج۳، ص۳۴

عمر (( سالم بن ربیعه )) را شایسته خلافت می داند.

عمر بن الخطاب در بستر مرگ یاد از (( سالم )) ( غلام آزاد کرده زوجه ابو حذیفه)

نموده و او را شایسته مفام خلافت میداند.

 

سوال 46

عمر که خود چنین فضیلتی را درباره امیر المومنین علی علیه السلام قائل

 است و او را از خود و از ابوبکر لایق تر نسبت به خلافت و رهبری می داند،

چرا با حاضر بودن آن حضرت در کنار بستر او ، یاد از ابو عبیده جراح ( گورکن )

می نماید و می گوید : اگر ابو عبیده حاضر بود من خلافت را به او واگذار

می کردم ؟۱


۱- تفسیر ابن کثیر، ج۴، ص ۳۵۲ -- طبقات الکبری، ابن سعد، ج۳، ص ۴۱۳

اعتراف عمر بن الخطاب

عمر بن الخطاب خود اقرار و اعتراف نمود(چنانچه علمای اهل سنت نوشته اند)

 که علی علیه السلام دارای سه خصلت بوده که اگر یکی از آنها برای من بود

دوست تر داشتم از آنچه آفتاب بر آن می تابد، یعنی از تمام دنیا و مافیها، از

جمله آن که پیامبر صلی الله علیه و آله در حقش فرمود :

(( مقام تو در نزد من مانند هارون است نزد موسی))۱

همچنین به این عباس گفت :

(( لقد کان علی فیکم اولی بهذا المر منب و من ابی بکر ....))۲

در بیانی دیگر به این عباس گفت :

(( یابن عباس اما و اللهان صاحبک هذا (یشیر الی علی علیه السلام)

 لاولی الناس بالامر بعد رسول الله صلی الله علیه و آله الا انا خفناه علی

اثنین الی ان قال ابن عباس - فقلت ماهما یا امیرالمومنین قال : خفناه

 علی حداثه سنه و حبه بنی عبدالمطلب))۳


۱- تاریخ مدینه دمشق - ابن عساکر - ج ۴۲، کنزالعمال - ج۱۳- ص ۱۲۳، صحیح بخاری-ج۵ -ص ۴۲، صحیح مسلم-ج۴ -

ص ۱۸۷۰

۲- محاضرات - راغب اصفهانی-ج ۷- ص ۲۱۳

۳- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - ج۱ - ص ۱۳۴ و ج۲ - ص ۲۰

سوال 45

بر فرض صحّت ادعای دست اندرکاران خلافت و پیروانشان مبنی بر

عدم تعیین و معرفی علی علیهالسلام به مقام خلافت از ناحیه پیامبر

 صلی الله علی و آله به چه دلیل و با چه مجوزی آن همه مایه های

تقدم علمی و عملی و اخلاقی علی علیه السلام بر دیگران ، که آیات

 شریفه قرآنی و فرموده های پیامبر صلی الله علیه و آله بیانگر آن بوده

و هست و در مصادر حدیثی، تفسیری، تاریخی، و کلامی دست اول

اهل تسنن ثبت و ضبط شده ، بر خلاف معیارهای قرآنی به دست

فراموشی سپرده شد و عثمان با داشتن آن همه نقاط ضعف و منفی

که آخرالامر موجبات تسلط بنی امیه برمردم را فراهم کرد،انتخاب گردید؟

سوال 44

در صورت توافق بین سیرتین ( سیره ابوبکر و عمر ) و هم آهنگی همه جانبه

آن دو سیره با کتاب و سنت ُ دیگر چه جایی برای مطرح کردن ن به طور مستقل

 در ردیف کتاب و سنت وجود داشت و چه نیازی به مطر ح کردن آن بود ؟

سوال 43

آیا بین سیره ابوبکر و سیره عمر ( با نمونه های فراوان تخالف) امکان هم

آهنگی و  توافق کامل وجود داشت که بتوان هر دو را با هم در ردیف کتاب

و سنت مطرح نمود؟

سوال 42

جمع بین کتاب و سنت و سیره ابوبکر و عمر با انواع تضادها و موارد فراوان

تخالف ، چگونه قابل عمل و امکان پیاده کردن را داشت ؟

سوال 41

آیا سیره ابوبکر و عمر از چگونه اعتباری برخوردار بود که در ردیف کتاب و سنت

قرارگرفت و عمل به آن شرط تصدّی امر خلافت گردید و عملا بهانه و دستاویزی

برای برکناری از علی علیه السلام و بر سر کار آمن عثمان از آب در آمد؟

سوال 40

آیا نظر و رای ملت همین بوده است که شش نفر را زیر قدرت پنجاه شمشیر

زن قرار دهند تا آن شش نفر  مجبور باشند که یکی از آن شش نفر را به خلافت

برگزینند و اگر بعد از سه روز آن شش نفر اتفاق بر خلافت یکی از آنان ننمودند

 همگی آن صحابه که به قول خود عمر ، رسول خدا صلی الله علیه و آله از آنان

راضی بوده است ، کشته گردند؟!

تعیین خلیفه طبق نظر و رای ملت

 

جمهور علمای اهل سنت می گویند : که رسول اکرم صلی الله علیه و آله تعیین

خلیفه را طبق رای و نظر امت قرا داده است.

سوال 39

عمر خود شهادت داد و گفت : (( بدرستی که رسول خدا صلی الله علیه و آله

از دنیا رفت در حالی که از شش نفر از اهل قریش راضی بود که آن شش نفر

عبارتند از : علی علیه السلام و عثمان و طلحه و زبیر و سعد و عبدالرحمن بن

عوف )) 1 .

 و در وصیت خود وقتی که این شش نفر را جهت تشکیل شوری تعیین کرد ،

گفت :

(( فعلیکم بهولاء الرّهط الذین قال فیهم النبی انهم من اهل الجنه، علی و

عثمان و ابنا عبد مناف، و سعد و عبدالرحمن بن عوف ، خال رسول الله و

الزبیر حواری رسول الله و طلحه الخیر))2

 پس بنا به گفته عمر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هم از این شش نفر

راضی بوده و هم آنها را اهل بهشت دانسته ، پس روی این حساب به چه

مجوزی دستور قتل آنها را صادر کرد و گفت در صورت مشاهده مخالفت از

اعضا شوری آنها را به قتل برسانید ؟


1- تاریخ طبری - ج 4- ص 227--------- کامل ابن اثیر - ج3- ص 65

2- تاریخ طبری - ج3 - ص 293


سوال 38

اعطای ماموریت به پنجاه مرد مسلح ، تحت فرماندهی (( ابوطلحه)) برای

محاصره و تحت نظر قرار دادن اعضای شورا جهت به اجرا درآوردن هر چه زودنر

و دقیق تر دستور عمر ، مبنی بر قتل مخالفان و دیگر موضوعات بر اساس چه

ضابطه ای از ضوابط و مقررات کتاب و سنت از ناحیه عمر طراحی و صادر گردید ؟


سوال 37

واگذاری اختیارات قاطع و سرنوشت ساز شورا به (( عبدالرحمن بن عوف))

و بی کاره بودن دیگران، بر اساس چه مزیت و حق تقدمی نسبت به دیگران بود ؟


سوال 36

حکم قتل هر شش نفر اعضای خلافت در صورت عدم توافق بر سر تعیین

خلیفه به مدت سه روز چگونه و بر اساس چه دلیلی صادر شد ؟ با این که

به گفته خود عمر ، پیامبر صلی الله علیه و آله از همه آنها راضی و خشنود

بود و عمر با استناد به این موضوع آنها را صالح و به عنوان عضویت شورا

معرفی کرد؟


سوال 35

حکم جدا کردن سرهای نیمی از اعضای شورا که در برابر تصمیم گیری

نیم مشتمل بر (( عبدالرحمن عوف )) مخالفت ورزند و به تعبیر دیگر ، حکم

قطع گردن کسانی که از بیعت با کسی که (( عبدالرحمن ابن عوف)) با وی

بیعت نموده خودداری کنند، هر چند هر چهار نفر باشند ، به چه دلیل بود ؟


سوال 34

چکم جدا کردن سرهای دو نفر از اعضای شورا که با رای چهار نفر

دیگر مخالفت نمایند ؟ به چه منظوری بوده است ؟


سوال 33

حکم جدا کردن سر هر یک از اعضای شورا که در برابر توافق و تصمیم گیری

پنج نفر دیگر دم از مخالفت زند، برای چه بود ؟



سوال 32

با این که عمر خود قبل از همه انگشت روی پاره ای از نقاط ضعف اخلاقی،

سیاسی ، و بالاخره بی کفایتی و عدم صلاحیت یک یک اعضای شورا ( به جز

علی علیه السلام ) نهاد و به آنها اعتراف نمود و بدین وسیله زمینه صلاحیت

آنها را برای انتخاب ، لغود یا تضعیف کرد، دیگر چه مجوز و مصلختی در اختصاص

یافتن عضویت شورا به آنها بود ؟

سوال 31

اختصاص عضویت آن به نامبردگان با وجود ده ها بلکه صدها نفر از صحابه که

به مراتب بیش از اعضای شورا ( منهای امیر مومنان علی علیه السلام ) دارای

صلاحیت علمی و تقوایی و سابقه خدمت و حالت مصلحت اندیشی برای اسلام

 و مسلمانان بودند چگونه بود ؟