امیر المومنان علیه السلام برای آنکه بر مسلمین اتمام حجت شود تا بعدها

کسی سکوت امام را دلیل بر انصراف ایشان از رهبری اسلامی تلقی ننماید و

نیز برای اعتراض به دستگاه حاکم به در خانه های مسلمانان مدینه آمد و آنها

را به یاد سفارشات پیامبر صلی الله علیه و آله در زمینه خلافت بعد از خود انداخت

و از آنها برای ارجاع رهبری به مسیر اصلی اش کمک خواست. ابن ابی الحدید در

این زمینه می گوید:

(( امام علی علیه السلام گاهی با فاطمه سلام الله و فرزندانشُ حسن و

حسین علیهم السلام به کنار خانه مسلمین مدینه می آمد و از آنها طلب

کمک می کرد)) (۱)

سلمان که خو شاهد این صحنه بوده است چنین نقل میکند:

(( علی علیه السلام فاطمه زهرا سلام الله را بر الاغی سوار کرد و دست دو

فرزندش حسن و حسین علیهم السلام را گرفت و به در خانه اهل بدر برد و حق

خویش را به آنها یادآوری کرد و طلب کمک نمود. تنها چهل و چهار نفر جواب

مثبت دادند. امام دستور داد صبح هنگام با سرهای تراشیده و اسلحه برای

بیعت با ایشان تا حد مرگ حاضر گردند. سپیده صبح که دمید تنها چهار نفر

حاضر شدند: من - ابوذر - مقداد و زبیر. (۲)

معاویه در نامه ای به امام علیه السلام همین جریان را برایشان خرده می گیرد و

زخم زبان می زند که تو همسر و فرزندانت را به درب منازل اهل بدر و سابقین

در اسلام بردی و از آنها کمک خواستی ولی جز ۴ یا ۵ نفر به تو جواب مساعد

 ندادند. (۳)

هنگامی که امام علیه السلام نزد انصار می رفت بعضی چنین عذر می آوردند:

(( اگر قبل از بیعت ابوبکر به سوی ما می آمدیدُ با شما بیعت می کردیم))

امام علیه السلام در پاسخ می فرمود:

(( چگونه جسد پیامبر صلی الله علیه و اله را بر زمین تنها گذارم و به فکر خلافت باشم)) (۴)


۱- شرح نهج البلاغه- ابن ابی الحدید- ج۱۱- ص ۱۴

۲-شرح نهج البلاغه- ابن ابی الحدید- ج۱۱- ص ۱۴

۳-همان- ج۲- ص ۴۷

۴- الامامه و السیاسه - ابن قتیبه - ج۱ - ص ۱۲