کسانی که با ابوبکر بیعت نکردند
امام امیر المومنان علی علیه السلام در راس کسانی بودند که از بیعت با ابوبکر امتناع ورزید(1)، همچنین افراد سرشناس زیادی از بیعت با ابوبکر خودداری ورزیده و طبق دستور پیامبر اکرم (ص) در غدیر خم ، به بیعت با امیر المومنان علیه السلام می اندیشیدند که بعضی از آنان عبارتند از :
با توجه به مسائل فوق، آیا اجماع مسلمین در سقیفه مقدم بر این اجماع است؟ آیا برتری این جمعیت را می توان نادیده گرفت، لذا عمر می گفت:
(( کانت بیعة ابی بکر فلتة وقی الله شرها))(13)
و حتی چند نفر بر اثر توجه به ندای غدیر خم از بیعت ابوبکر پشیمان شده، همدیگر را ملامت می کردند.
ابن ابی الحدید، دانشمند بزرگ اهل سنت می نویسد:
(( جمع کثیری از انصار که باابوبکر بیعت کرده بودند یکدیگر را سرزنش کرده، پشیمانی خود را از بیعت با ابوبکر اظهار می نمودند و این مساله در حالی بود که امیر مومنان علیه السلام در منزل خود قرار داشت ، آنان در کنار خانه او ازدحام کرده، وی را به پذیرفت امامت و خلافت فرا می خواندند ولی او به دعوت آنان توجهی نمی کرد))(14)
وی همچنین در رابطه با تهاجم عمر و دار و دسته اش به منزل امیر مومنان علیه السلام می نویسد:
(( خالد بن ولید دم در ایستاد و عمر وارد خانه فاطمه سلام الله شد، زبیر که مسلح بود به عمر گفت:
من مهیا هستم تا با علی علیه السلام بیعت کنم، عمر فورا شمشیر او را گرفت و به سنگ کوفت و شکست. در حالی که جمعیت زیادی از جمله مقداد و همه بنی هاشم در خانه علی علیه السلام بودند(15) و راز آن که در خصوص بیعت ابوبکر،به تعجیل و شتابزده عمل نکرده و جلسه انتخاب خلیفه را در مسجدالنبی (ص) بگزار نکرده و از بازماندگان پیامبر (ص) نظر خواهی نکردند. جز این نیست که می دانستند که اگر مردم فراغت خاطر پیدا کنند و یا چشم آنان به امیر مومنان علیه السلام افتد جز آن حضرت شخص دیگری را انتخاب نخواهند کرد.))
1- صحیح بخاری، ج 5، ص 82----صحیح مسلم، ج5، ص 152------ تاریخ طبری، ج3 ،ص 208.....
2- بلال نه تنها بیعت نکرد بلکه از اذان گفتن خودداری کرد و به سوی شام شتافت( طبقات ابن سعد، ج3 ، ص 236)
3- او هرگز با ابوبکر و عمر بیعت نکرد. او پس از مرگ ابوبکر به سوی شام شتافت و در آنجا ( دوران خلافت عمر) به طور مرموز ترور شد.( تاریخ طبری، ج1، ص 1844)
4-شرح نهج البلاغه، ابن بی الحدید، ج2، ص49
5- او در سقیفه گفت: بزرگ ما علی علیه اسلام از شما سزاورتر است.( تاریخ یعقوبی، ج2، ص 124)
6- او در سقیفه کفته بود: در بین هاشم مردی (علی علیه السلام) وجود دارد که اگر به خلافت روی آورد کسی تردیدی در حقانیت او ندارد( تاریخ یعقوبی، ج2، ص 124)
7- او در پی سخن ابن عباس در سقیفه گفت: هرگز فکر نمی کردم امر خلافت از بنی هاشم و از ابوالحسن علی علیه السلام منحرف گردد، کسی که اولین مومن به رسول الله بوده و سابقه او بر همگان ثابت و داناترین فرد نسبت به قرآن و سنت های پیامبر(ص) است( تاریخ یعقوبی، ج2، ص 124)
8- او حتی نزد علی علیه السلام آمده و پیشنهاد جمع آوری سلاح و حمله مسلحانه علیه ابوبکر را داد.( تاریخ طبری، ج3، ص 209)
9- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج2، ص 51
10- همان ،ج2، ص 21
11- زبیر بن بکار در کتاب الاخبار الموفقیات )) می نویسد: ( فروة بن عمر از اصحابی بود که زیر بار بیعت با ابوبکر نرفت)( الاخبار الموفقیات، ص 590
12- خالد بن سعید از سوی رسول الله (ص)فرمانداری صنعای یمن را به عهده داشت، زمانی که رسول خدا(ص) از دنیا رفت، خالد همراه با دو برادرش، ابان و عمر ، محل خدمت خود را ترک کردند و به مدینه بازگشتند ابوبکر از ایشان پرسید: برای چه محل ماموریت را ترک کردید؟ هیچ کس برای فرمانداری شایسته تر از منتخبین رسول خدا (ص) نمی باشد، بر سر کارتان برگردید. آنان پاسخ دادند: ما پسران احیحه ،پس از رسول خدا(ص) برای هیچ کس دیگر کار نمی کنیم . او ضمن سخنانی به بنی هاشم گفته بود: شما اهل بیت درخت تناور و با میوه های نیکو هستید، ما پیرو شما هستیم. ( اسدالغابه ،ج2 ، ص 78)
13- مسند احمد بن حنبل، ج 1 و ج 6 ، ص 55
14- شرح نهج البلاغه ، این ابی الحدید ، ج6 ، ص 244
15- شرح نهج البلاغه ، این ابی الحدید ، ج2 ، ص 21