امام امیر المومنان علی علیه السلام در راس کسانی بودند که از بیعت با ابوبکر امتناع ورزید(1)، همچنین افراد سرشناس زیادی از بیعت با ابوبکر خودداری ورزیده و طبق دستور پیامبر اکرم (ص) در غدیر خم ، به بیعت با امیر المومنان علیه السلام می اندیشیدند که بعضی از آنان عبارتند از :

1-  بلال(2)  2- سعد بن عباده( رئیس قبیله خزرج)(3)  3- سلمان فارسی (4) 4- فضل بن عباس (5)  5- منذر بن ارقم (6)   6- عتبه بن ابی لهب (7)   7- ابوسفیان بن حرب (8)  8- حذیفه بن الیمان(9)  9- زبیر بن العوام (10)  10- فروه بن عمر الانصاری (11)  11- خالد بن سعید     12- مالک بن نویره  13- ابوالتیهان  14- ابی بن کعب 15 - ابی بن کعب    16- عباده بن صامت    17- عباس بن عبدالمطلب    18- ابوذر غفاری   19- مقداد   20- براء بن عازب    21- سعد بن ابی وقاص  22- طلحه بن عبیدالله   23- خزیمه بن ثابت و .......(12)

با توجه به مسائل فوق، آیا اجماع مسلمین در سقیفه مقدم بر این اجماع است؟ آیا برتری این جمعیت را می توان نادیده گرفت، لذا عمر می گفت:

(( کانت بیعة ابی بکر فلتة وقی الله شرها))(13)

((بیعت با ابوبکر امر شتابزده ای بود ، خدا شر آن را از جامعه دور کند!!!))

و حتی چند نفر بر اثر توجه به ندای غدیر خم از بیعت ابوبکر پشیمان شده، همدیگر را ملامت می کردند.

ابن ابی الحدید، دانشمند بزرگ اهل سنت می نویسد:

(( جمع کثیری از انصار که باابوبکر بیعت کرده بودند یکدیگر را سرزنش کرده، پشیمانی خود را از بیعت با ابوبکر اظهار می نمودند و این مساله در حالی بود که امیر مومنان علیه السلام در منزل خود قرار داشت ، آنان در کنار خانه او ازدحام کرده، وی را به پذیرفت امامت و خلافت فرا می خواندند ولی او به دعوت آنان توجهی نمی کرد))(14)

وی همچنین در رابطه با تهاجم عمر و دار و دسته اش به منزل امیر مومنان علیه السلام می نویسد:

(( خالد بن ولید دم در ایستاد و عمر وارد خانه فاطمه سلام الله شد، زبیر که مسلح بود به عمر گفت:

من مهیا هستم تا با علی علیه السلام بیعت کنم، عمر فورا شمشیر او را گرفت و به سنگ کوفت و شکست. در حالی که جمعیت زیادی از جمله مقداد و همه بنی هاشم در خانه علی علیه السلام بودند(15) و راز آن که در خصوص بیعت ابوبکر،به تعجیل و شتابزده عمل نکرده و جلسه انتخاب خلیفه را در مسجدالنبی (ص) بگزار نکرده و از بازماندگان پیامبر (ص) نظر خواهی نکردند. جز این نیست که می دانستند که اگر مردم فراغت خاطر پیدا کنند و یا چشم آنان به امیر مومنان علیه السلام افتد جز آن حضرت شخص دیگری را انتخاب نخواهند کرد.))


1- صحیح بخاری، ج 5، ص 82----صحیح مسلم، ج5، ص 152------ تاریخ طبری، ج3 ،ص 208.....

2- بلال نه تنها بیعت نکرد بلکه از اذان گفتن خودداری کرد و به سوی شام شتافت( طبقات ابن سعد، ج3 ، ص 236)

3- او هرگز با ابوبکر و عمر بیعت نکرد. او پس از مرگ ابوبکر به سوی شام شتافت و در آنجا ( دوران خلافت عمر) به طور مرموز ترور شد.( تاریخ طبری، ج1، ص 1844)

4-شرح نهج البلاغه، ابن بی الحدید، ج2، ص49

5- او در سقیفه گفت: بزرگ ما علی علیه اسلام از شما سزاورتر است.( تاریخ یعقوبی، ج2، ص 124)

6- او در سقیفه کفته بود: در بین هاشم مردی (علی علیه السلام) وجود دارد که اگر به خلافت روی آورد کسی تردیدی در حقانیت او ندارد( تاریخ یعقوبی، ج2، ص 124)

7- او در پی سخن ابن عباس در سقیفه گفت: هرگز فکر نمی کردم امر خلافت از بنی هاشم و از ابوالحسن علی علیه السلام منحرف گردد، کسی که اولین مومن به رسول الله بوده و سابقه او بر همگان ثابت و داناترین فرد نسبت به قرآن و سنت های پیامبر(ص) است( تاریخ یعقوبی، ج2، ص 124)

8- او حتی نزد علی علیه السلام آمده و پیشنهاد جمع آوری سلاح و حمله مسلحانه علیه ابوبکر را داد.( تاریخ طبری، ج3، ص 209)

9- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج2، ص 51

10- همان ،ج2، ص 21

11- زبیر بن بکار در کتاب الاخبار الموفقیات )) می نویسد:  ( فروة بن عمر از اصحابی بود که زیر بار بیعت با ابوبکر نرفت)( الاخبار الموفقیات، ص 590

12- خالد بن سعید از سوی رسول الله (ص)فرمانداری صنعای یمن را به عهده داشت، زمانی که رسول خدا(ص) از دنیا رفت، خالد همراه با دو برادرش، ابان و عمر ، محل خدمت خود را ترک کردند و به مدینه بازگشتند ابوبکر از ایشان پرسید: برای چه محل ماموریت را ترک کردید؟ هیچ کس برای فرمانداری شایسته تر از منتخبین رسول خدا (ص) نمی باشد، بر سر کارتان برگردید. آنان پاسخ دادند: ما پسران احیحه ،پس از رسول خدا(ص) برای هیچ کس دیگر کار نمی کنیم . او ضمن سخنانی به بنی هاشم گفته بود: شما اهل بیت درخت تناور و با میوه های نیکو هستید، ما پیرو شما هستیم. ( اسدالغابه ،ج2 ، ص 78)

13- مسند احمد بن حنبل، ج 1 و ج 6 ، ص 55

14-  شرح نهج البلاغه ، این ابی الحدید ، ج6 ، ص 244

15-  شرح نهج البلاغه ، این ابی الحدید ، ج2 ، ص 21