تبليغاتX
:: سوالات شیعیان از اهل تسنن ::  

الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین بولایته علی بن ابی طالب و اهل بیته الطاهرین المعصومین.



آیا می توان گفت که امثال خزیمه بن ثابت و ابی بن کعب و خالد بن سعید و دیگر

بزرگان اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله که هر کدام دارای ویژگی خاصی بودند،

از اهل حل و عقد به شمار نمی آیند؟ چرا که آنان در آغاز بیعت ننمودند و به

همین دلیل خالد بن سعید را طبق اصرار عمر از مقام فرماندهی سپاه اعزامی

به روم، عزل نمودند.1 و آیا نمی بایستی که حداقل تمامی افراد حل و عقد، به

این بیعت رضایت می دادند؟


1- تاریخ ابن اثیر- ج2- ص 420


+نوشته شده دریکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 13:54 توسط سوالات ما |

آیا اهل حلّ و عقد ابوسفیان و سهیل بن عمرو ،و حارث بن هشام و عکرمه

بن ابی جهل و دیگر سران قریش بودند که پس از بیعت با ابوبکر، آن برخورد کینه

توزانه و انتقام جویانه را با انصار داشتند، و انان را به مرگ و گرفتن انتقام کشته

شدگان قریش در جنگ های احد و بدر و ...... تهدید می نمودند؟


+نوشته شده درجمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 11:23 توسط سوالات ما |

آیا اهل حلّ و عقد کسانی هستند که به گفته دکتر احمد محمود صبحی، خود

محور اختلاف و نزاع بودند، یا دانایان و بزرگان اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله

و سلم که آن روز بیشتر آنان در مدینه رسول خدا صلی الله و علیه و آله بودند و

در همایش یاد شده به طور کلی حضور نیافتند و گرداگرد پیکر مطهر رسول اکرم

صلی الله علیه و آله بودند، مانند علی علیه السلام، عباس بن عبدالمطلب، طلحه

و زبیر، سلمان، مقداد، ابوذر، عمار بن یاسر، فضل بن عباس و بسیاری دیگر از

بنی هاشم و بزرگان صحابه رسول اکرم صلی الله علیه و آله . و بعضی که حضور

داشتند به این بیعت تن ندادند، مانند سعد بن عباده، حباب بن منذر، و ..... که

برخی از آنان تا آخر حاضر نشدند بیعت کنند؟


+نوشته شده دریکشنبه دهم آبان 1388ساعت 13:5 توسط سوالات ما |

اهل سنت می گویند که ملاک در تعیین خلیفه اجماع مردم است (1) و چون

مردم در انتخاب ابوبکر اجماع کردند لذا ابوبکر به عناون خلیفه تعیین شد.

در خلافت ابوبکر اجماع حاصل نشد.

آنچه از تواریخ به دست می آید ، و مورد اتفاق همه مورخین و محدثین است ،

این است که هیچ گونه اتفاق آرایی در مورد بیعت ابوبکر حاصل نشده است،

گروه زیادی از بیعت تخلف ورزیدند، و این گروه افرادی عادی نبودند، بلکه همه

جزو شخصیت های بارز علمی، و مردان شایسته ای بودند همچون بنی هاشم،

و بنو زهره و بنو امیه(2) . در اینجا فقط کوتاهی از گفتار ابن ابی الحدید معتزلی

حنفی مذهب را ذکر می نماییم که در این باره میگوید :

(( عمر کسی است که برای ابوبکر از مردم بیعت گرفت، و مخالفین را سرکوب

نمود و او بود که شمشیر زبیر را هنگامی که شمشیر کشید تا حمله نماید،

شکست و با دست به سینه مقداد کوبید، و سعد بن عباده را زیر دست و پا له

کرد، و گفت : او را بکشید، خداوند او را بکشد، او بود که بینی حباب بن منذر را

به خاک مالید، و او بود که افرادی را که به خانه فاطمه سلام الله پناه برده بودند

به قتل و آتش زدن تهدید نمود، و آنها را از خانه فاطمه سلام الله بیرون کشید و

اگر او نمی بود، خلافت برای ابوبکر صورت نمی گرفت.))(3)

و نیز شاید از شرایط اجماع باشد که علی علیه السلام را به زور به مسجد برده و

او را وادار به بیعت نمودند، و آنگاه که امتناع ورزید، او را به قتل تهدید کردند؟!! که

حضرت فرمودند :

(( و اذا تقتلون عبدالله و اخا رسوله ))(4)

(( در این صورت بنده خدا ، و برادر رسول خدا را می کشید))

و عمر در جواب گفت :

(( اما عبدالله فنعم، و اما اخا رسوله؛ فلا))(5)

(( اینکه گفتی بنده خدا، پس آری تو بنده خدا هستی، و اما اینکه گفتی برادر

رسول خدا صلی الله علیه و آله ، هرگز))

آیا چنین بیعتی از سوی اهل ( حل و عقد) را د رچنان شرایطی ، می توان

اجماع نامید؟ تازه کدام اهل ( حل و عقد)؟؟؟؟

به گفته نویسنده معاصر مصری، دکتر احمد محمود صبحی:

(( اهل ( حل و عقد) چه کسانی بودند؟ آنانی که خود محور اختلاف و نزاع

بودند..... آنان معتقد بودند که هر یک برای خلافت شایسته تر از دیگری است،

طلحه در تعیین عمر از سوی ابابکر، اعتراض می کند، تمایلات شخصی در شورای

خلافت که از سوی عمر تعیین شده، نقش اصلی را ایفا می کند، برخی از آنان

به کینه توزی توجه نموده ، و بعضی دیگر جانب داماد خود را می گیرد.

شروط تهدید آمیز عمر روشن می سازد که او خود نیز از درگیری آنان بی اطلاع

نبوده است .


1- شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید ، ج 1 ، ص 215

2- صحیح مسلم، ج5، ص 152. صحیح بخاری، ج 5، ص 82،

3- شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید ، ج 1 ، ص 174

4- الامامه و السیاسه ، ابن قتیبه، ص 13

5- نظریه الامه لدی الشیعه الانثی عشریه ،  ص 100-101

+نوشته شده درشنبه نهم آبان 1388ساعت 22:19 توسط سوالات ما |

اگر عثمان آن چنان بود که باید به گفته عایشه او را می کشتند، پس چرا وقتی

که او را کشتند همین عایشه قتل عثمان را بهانه قرار داد و علی علیه السلام

را قاتل عثمان معرفی کرد و به عنوان خونخواهی عثمان جنگ جمل را به راه

انداخت ؟1


1- تاریخ طبری - ج 5 - ص 172

تاریخ ابن اثیر-  ج 3 - ص 80

طبقات ابن سعد - ج 4- ص 88

کنزالعمال - ج 3 - ص 16

+نوشته شده درچهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 18:45 توسط سوالات ما |

عایشه عثمان را تشبیه به نغثل یهودی می کرد و می گفت :

(( اقتلوا نعثلا فقد کفر ))1. (( بکشید این عثمان شبیه به نعثل را که کافر

شده، بکشید او را که خدا او را بکشد))


1- تارخ طبری - ج4- ص 477، تاریخ ابن اثیر - ج 3- ص 77 و 486، نهایه ابن اثیر - ج4 - ص 156


+نوشته شده درچهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 18:40 توسط سوالات ما |

اگر نبوت و خلافت در یک خانواده جمع نمی شود، پس چرا در مجلس شورای ،

عمر علی علیه السلام را نامزد خلافت نمود؟ آیا نبوت با خلافت بلافصل جمع

نمی گردد ولی با خلافت مع الفصل جمع می گردد؟

+نوشته شده درچهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 18:29 توسط سوالات ما |

اگر نبوت و خلافت در یک خانواده جمع نمیشود ، پس چرا هارون که برادر

حضرت موسی علیه السلام بود طبق آیه قرآن خلیفه آن حضرت شد ؟


1- سوره اعراف - آیه 142
+نوشته شده درچهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 18:25 توسط سوالات ما |


از جمله احادیثی که از جناب عمر به نقل از  پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده

، روایت زیر است :


((ان النبوه و الامامه لا یجتمعان فی بیت )).1


(( بدرستی که نبوت و امامت در یک خانواده جمع نمی شود))


1- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - ج1- ص 189


+نوشته شده درچهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 18:23 توسط سوالات ما |

اگر در واقع مساله شورا رافع مشکل برای مسئله رهبری می باشد و اگر خلیفه

ای به غیر از این طریق روی کار بیاید ، خلافتش نامشروع است، پس چرا بعد از

معاویه به امر او مساله خلافت به صورت موروثی در آمد ؟


+نوشته شده درچهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 18:16 توسط سوالات ما |

چرا در سقیفه اسمی از (( شورا )) به میان نیامد؟

بعضی می گویند برای این جهت در سقیفه اسمی از شورا برده نشد زیرا

مهاجران دیدند اگر مساله شورا را پیش بکشند قطعا (( سعد بن عباده ))

خلیفه میشود، لذا برای پایمال کردن حق (( سعد بن عباده )) به آیات شورا

تمسک نجستند.


اگر حقیقت چنین است ، پس چرا انصار که مطرح کردن آیات شورا به

نغعشان بود، به آیات مذکور استناد نکردند؟


+نوشته شده درچهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 18:54 توسط سوالات ما |

 هرگاه موضع گیری پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره قیادت و رهبری ،

موضع گیری مثبت از طریق تثبیت سیستم شورا در حکومت بود ، شایسته بود

که طرفین مخاصمه در سقیفه بنی ساعده به این اصل تمسک جویند و یادآورد

شوند که پایه حکومت در اسلام را شور و مشورت تشکیل می دهد، و از این

جهت باید به شور و مشورت بپردازیم ، تا ببینیم چه کسی برای حکومت و رهبری

لایق و شایسته است ، در صورتی که مهاجر و انصار به چنین اصلی تمسک

نجسته اند . این دو گواه و گواههای دیگر ، شهادت میدهند که موضع گیری پیامبر

صلی الله علیه و آله درباره سیستم حکومت هرگز بر اساس سیستم شورا نبوده

است و لذا خلفای بعدی هر کدام خلیفه و جانشین خویش را شخصا تعیین کردند.


اگر آیات شورا در مورد خلافت است، پس چرا در تعیین ابوبکر و عمر به

عنوان خلیفه، این مساله اجرا نشد و چرا درمورد عثمان مساله شورا به

صورت شورای فرمایشی نه حقیقی در آمد؟



+نوشته شده دریکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 22:40 توسط سوالات ما |

اگر این دو آیه مربوط به حکومت و رهبری می باشد، چرا در مجموع مشاوره های

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله موردی پیدا نمی شود که آن حضرت در انتخاب

رئیس برای منطقه ای یا سپاهی از در مشورت وارد شده باشد؟؟ مع الوصف

چگونه  می توان گفت این آیات بیانگر شیوه حکومت در اسلام می باشد؟؟

+نوشته شده درجمعه هفدهم مهر 1388ساعت 9:51 توسط سوالات ما |

در اینجا ممکن است گفته شود در کتاب خدا، دو آیه درباره موضوع شورا وارد

 شده است ، آیا فکر نمی کنید که هدف از این دو آیه ، بیان شکل حکومت

 پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می باشد؟

این دو مورد عبارتند از :

 

۱- (( و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین)).۱

 

(( با آنان مشورت نما، هر موقع که تصمیم گرفتی، به خدا توکل کن، خداوند

کسانی را که به او نوکل می نمایند، دوست می دارد.))

 

۲- (( والذین استجابوا لربهم و اقامو الصلوه و امرهم شوری بینهم و مما رزقناهم ینفقون)).۲

 

(( آنان که به ندای پروردگار خود پاسخ گفته اند و نماز را به پا داشته اند و

کارهای آنان بر اساس شور و مشورت در میان آنان است و از آنچه که به

آنان روزی کرده ایم ، انفاق میکنند))

دو گواه روشن:

۱- روشن ترین گواه بر این که این دو آیه مربوط به زعامت و رهبری نیست، این

است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هرگز این دو آیه را در مورد

 تعیین حاکم پیاده نکرد، بلکه مجموع مشورت های پیامبر اکرم صلی الله علیه و

 آله و سلم که تاریخ آنها را ضبط کرده است ، مربوط به امور نظامی جنگی است

که آیا جنگ کنیم یا نکنیم و شورای نظامی بدر مربوط به این قسمت بود. قسمتی

 از آن مربوط به به شیوه جنگ و نبرد است که آیا در مدینه بمانیم و جنگ کنیم

یا در خارج از شهربه نبرد بپردازیم، چنان چه شورای نظامی اُحُد مربوط به این

قسمت بود.۳ در نبرد احزاب ، شورای نظامی برای شیوه دفاع از مدینه تشکیل

گردیده بود.۴ در جنگ طائف به خاطر یاد آوری برخی از افسران ستاد نبرد از

 نقطه ای به نقطه دیگر منتقل شد.۵ 


۱- سوره آل عمران ، آیه ۱۵۹

۲- سوره شوری، آیه ۳۸

۳- سیه النبویه ، این هشام، ج ۱، ص ۵۱۵

۴- همان، ج ۲، ص ۶۳

۵- تاریخ کامل ، ابن اثیر ،ج ۲ ، ص ۱۲

۶- مغازی، واقدی،ج۳، ص ۹۲۵

+نوشته شده درجمعه هفدهم مهر 1388ساعت 9:39 توسط سوالات ما |

اگر قیادت و رهبری در اسلام پس از پیامبر صلی الله علیه و آله بر اساس سیستم

شورا بود، چرا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در سخنان خود در مواقع مقتضی به

آن تصریح نکرد و مردم را با خصوصیات و حدود آن آشنا نساخت، تا آنان را به

 واقعیت و ماهیت این نوع از حکومت راهنمایی کند و گروهی را که جز با نظام

قبایلی و عشایری و پدر سالاری، با هیچ نظام دیگری انس و الفت نداشتند،

رهبری نماید؟

+نوشته شده دردوشنبه ششم مهر 1388ساعت 20:52 توسط سوالات ما |

 

با توجه به این روایت که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

(( الحق مع علی و علی مع الحق))(۱)؛

 ( حق با علی است و علی با حق است ) چرا عمر در قضیه شورا، علی علیه السلام

 را  معیار حق قرار نداد، بلکه (عبدالرحمن بن عوف)را معیار حق قرار داد و گفت:در هر

طرفی که ((عبدالرحمن بن عوف))باشد حق با آن طرف است؟و سه نفر طرف مقابل باید

گردن زده شوند؟


۱- مستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج۳، ص ۱۲۴- کنزالعمال، متقی هندی، ج ۱۱، ص ۶۴۳- تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج ۱، ص ۸۸- اسدالغابه ، ابن اثیر جرزی، ج ۵، ص ۲۸۷
+نوشته شده دردوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 22:33 توسط سوالات ما |


با توجّه به پژوهشى كه انجام شد، اينك اين پرسش مطرح است كه سرانجام،
 
امّ كلثوم با چه كسى ازدواج كرد؟

در پاسخ به اين پرسش مى گوييم:

پيشتر، از سخنان امير مؤمنان على عليه السلام معلوم شد كه آن حضرت
 
دخترانش را براى پسران برادرش جعفر نگه داشته بود. بلكه اين كار به امر رسول
 
خدا صلّى اللّه عليه وآله صورت پذيرفته بود. به اين صورت كه روزى پيامبر خدا
 
 صلّى اللّه عليه وآله به فرزندان على و جعفر عليهما السلام نگاه كرد و فرمود:

«بناتنا لبنينا وبنونا لبناتنا»;

«دختران ما، براى پسران ما و پسران ما، براى دختران ما هستند»(1).

امّا در خصوص امّ كلثوم در روايتى چنين آمده است:

عمر از على، دخترش امّ كلثوم را خواستگارى كرد. على كوچك بودن او را يادآور
 
شد و گفت: او را براى پسر برادرم ـ يعنى جعفر ـ تربيت كرده ام . . .(2).

چنانچه در اين روايت ملاحظه مى شود، حضرت تعيين نكرده كه كدام يك از
 
 پسران جعفر مورد نظرش بوده است . . . ولى مى دانيم كه منظور آن حضرت
 
يا عون بوده است، يا محمّد; چرا كه ـ همان گونه پيشتر گفتيم ـ امير مؤمنان
 
على عليه السلام دخترش زينب عليها السلام را به همسرى عبداللّه ـ كه از
 
 همه برادرانش بزرگتر بود ـ درآورده بود.

در ميان علماى اهل سنّت ـ كه بحث پيرامون روايات و گفتار آن هاست ـ اختلاف
 
 نظرى نيست كه عون در جنگ شوشتر، در زمان عمر، كشته شد، كه بر حسب
 
روايات مذكور ـ بر فرض صحّت آن ها ـ امّ كلثوم در اين زمان در عقد عمر بود.

ولى در مورد محمّد، ابن حجر اين گونه اظهار نظر مى كند:

ابو عمرو از واقدى نقل كرده است كه كنيه محمّد، ابوالقاسم بود. او بعد از عمر،
 
با امّ كلثوم دختر على، ازدواج كرد.

وى در ادامه مى گويد: محمّد در جنگ شوشتر شهيد شد.

گفته شده است: محمّد، تا زمان على زنده بود و در ركاب حضرتش در جنگ
 
 صفّين حضور داشت.

دارقُطْنى در كتاب «الإخوه» مى نويسد:

گفته مى شود: محمّد، در جنگ صفّين كشته شد. در اين جنگ او با عبيداللّه بن
 
عمر بن خطّاب درگير شد و هر يك، ديگرى را از پاى درآورد.

مرزبانى نيز در اين زمينه در «معجم الشعراء» مى نويسد:

محمّد، همراه با محمّد بن ابى بكر در مصر بود، زمانى كه محمّد بن ابى بكر
 
كشته شد، محمّد مخفى شد. شخصى از قوم «عَكْ» و قبيله «غافق» او را
 
راهنمايى كرد و محمّد بن جعفر، به سوى فلسطين فرار كرد. در آن جا نزد
 
يكى از دايى هاى خود از قبيله خَثْعَم رفت. او، محمّد را از شرّ معاويه باز
 
داشت. محمّد نيز در اين زمينه شعرى سرود. وى در ادامه مى نويسد: اين
 
مطلب ثابت شده است و گفتار واقدى را كه مى گويد: او در جنگ شوشتر به
 
شهادت رسيد، رد مى كند(3). بنا بر اين، فردى كه پس از مرگ عمر ـ بنا بر فرض
 
مذكور ـ با امّ كلثوم ازدواج كرد، محمّد بن جعفر است و آن سان كه گذشت،
 
ابن عبدالبرّ بر اين مطلب تصريح كرده است.

در مورد عبداللّه نيز بايد دانست كه امكان دارد او پس از مرگ همسرش زينب
 
عليها السلام و پس از مرگ شوهر امّ كلثوم، با او ازدواج كرده باشد، چرا كه
 
طبق قول ابن عبدالبرّ، عبداللّه تا سال 80 زنده بود و نود سال زندگى كرد(4).


(1) من لا يحضره الفقيه: 3 / 249 حديث 1184.
(2) ذخائر العقبى: 288، كنز العمّال: 13 / 269 شماره 37586.
(3) الإصابه: 6 / 7.
(4) الإستيعاب: 3 / 17.
+نوشته شده درپنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 18:21 توسط سوالات ما |

در ضمن پرسشى كه پيشتر مطرح كرديم، اشاره نموديم كه حكايت ازدواج عمر 

بن خطّاب با امّ كلثوم، در نزد اهل سنّت، مشهور است و رواياتى حاكى از اين

ازدواج، در كتاب هاى دانشمندان شيعه نيز نقل شده است. ولى على رغم

 شهرت اين روايات نزد اهل سنّت و نقل برخى احاديث در منابع اماميّه، عدّه اى

از بزرگان ما، اصل اين روايت را انكار كرده اند، به گونه اى كه اگر كسى به منابع

شيعه مراجعه كند، اين انكار را در آثار شيخ مفيد، سيّد مرتضى و سيّد ناصر

حسين فرزند نويسنده «عبقات الانوار» رحمهم اللّه و آثار افراد ديگرى كه در نقد

 و بررسى اين موضوع، قلم به دست گرفته اند، خواهد ديد. ما در اين جا به تأكيد

مى گوييم كه آن چه با سند معتبر از طريق راويان شيعه نقل شده اند، بيانگر

 همان است كه در پاسخِ پرسش پيشين مطرح نموديم. در اين زمينه سخن

نوبختى از دانشمندان شيعه و گفتار زرقانى از علماى اهل سنّت را نقل كرديم.

اينك رواياتى را كه در اين موضوع، در منابع شيعه و با سند معتبر نقل شده اند

بيان مى نماييم:............

اصل روایات در منایع شیعه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+نوشته شده درپنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 18:14 توسط سوالات ما |

 

جستجوگرِ حق! با من بيا تا پس از بررسى راويان اين داستان، نگاهى به متون

 روايات و دلالت هاى آن ها داشته باشيم . . . تا از نزديك شاهد غرض ورزى هاى

 به عمل آمده از سوى دشمنان اهل بيت عليهم السلام . . . ـ در تمام مراحل

داستان ـ باشيم.

اين بررسى را از چند محور پى مى گيريم:

محور يكم:

در روايت هايى كه بيان شد، چنين آمده است:

امام عليه السلام علّت مخالفت خود با عمر را كم سنّ و سال بودن امّ كلثوم

بيان كرده و اين كه دخترش را براى پسر برادرش جعفر بن ابى طالب، نگه

داشته است.

در روايت ابن سعد مى خوانيم: على عليه السلام فرمود: من دخترانم را براى

پسران جعفر نگه داشته ام.

در روايت حاكم آمده است كه حضرتش فرمود: من او را براى پسر برادرم مهيّا

كرده ام.در روايت ديگر از ابن سعد مى خوانيم كه حضرتش فرمود: او دختربچّه

است. البتّه ابن عبدالبرّ، ابن اثير و ديگران نيز همين گونه نقل كرده اند.....

به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+نوشته شده دردوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 19:5 توسط سوالات ما |

 

بررسی سندهای روایات

روایاتی که ازدید خوانندگان گذشت، مهمترین سندهای این حکایت، به نقل از

مشهورترین کتاب های اهل سنت بود.برخی از این روایات به اصل ماجرا- یعنی

قضیّه تزویج امیرالمومنین علیه السلام دخترش را به عمر- مربوط می شد.برخی

 به قضایای ازدواج امّ کلثوم پس از مرگ عمر و برخی دیگرنیز به جریان وفات او

و پسرش مربوط بود.

با توجّه به اصول وقواعد علمی اهل سنت در علم حدیث و با استناد به سخنان

علمای آن ها درعلم رجال؛ اگر کسی با دقت به سندهای این روایات بنگرد و

آن ها را بررسی نماید، برای او روشن می گردد که اصل این داستان، پایه و

اساسی ندارد.چه رسد به جزئیّات امور و موارد فرعی وابسته به آن.(1)

اکنون پیش ازآن که سندهای یاد شده را بررسی کنیم، چند نکته را پیرامون این

روایات یادآوری می نماییم:

١- ماجراها وحکایت هایی که ملاحظه فرمودید، در دو کتاب معروف صحیح بخاری

 و صحیح مُسلم موجود نیست.مولّف این دو کتاب، از این روایات اعراض کرده و

آن ها را در صِحاحشان نیاورده اند.

2-این روایات در کتاب های روایی دیگر اهل سنّت- که به صِحاح معروفند- نیز نقل

نشده است.بنابراین، همهء نویسندگان صِحاح ششگانهء اهل سنّت بر ترک و

 عدم نقل این روایات، اتّفاق نظر داشته اند.

3-این حکایت، حتّی در کتاب های روایی مانند مُسند احمد بن حنبل هم نیامده

است و خودِ احمد و عدّه ای دیگر به تبعیّت از او، اظهار داشته اند آن چه دراین

کتاب- مُسند احمد- نیاوده است، صحیح نیست...(2)

قابل توجّه این که اهل سنت در موارد بسیار و در بحث های مختلف، به احادیثی

 که ازحیث سندی صحیح هستند، استدلال و احتجاج نمی کنند، فقط به دلیل

این که بُخاری و مُسلم آن ها را نقل نکرده اند و در صِحاح دیگر آن ها نیامده است!

 

به ادامه مطلب بروید

 


ادامه مطلب
+نوشته شده دردوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 14:59 توسط سوالات ما |